بهاربهار، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

زندگی مامانی

واکسن دو ماهگی

بهار جان امسال زمستون خیلی سرد شد و تمام نگرانی من این بود که تو این هوا چطور ببرمت بیرون که واکسن بزنی. خدا رو شکر روز واکسنت هوا گرمتر از روزای قبلش بود. از هوا که خیالم راحت شد ,استرس درد واکسن و تب تو رو داشتم.. بالاخره همراه بابا جونت بردیمت واکسن زدی. کلی گریه کردی و تا فردا صبحش تب داشتی و من هر 4 ساعت بهت قطره استامینوفن می دادم. بابا کلی بهت رسید. روز اول روی جای واکسنت یخ گذاشت و روز دوم حوله داغ کرد. شبا هم که نمی خوابی تازه 4 صبح شروع به خمیازه کشیدن می کنی. یه شب که بابات نبود و رفته بود ماموریت تا 6 صبح گریه کردی و با هیچ چیزم ساکت نمیشدی. سرم شدید درد گرفته بود و واقعا اح...
19 دی 1394
1